شناخت نسلهای پنجگانه و چالشهای مدیریت چندنسلی در سازمان

طبقه بندی نسلها و چالشهای مدیریت آنها در سازمان

وجود ۵ نسل از پرسنل با ویژگی­‌های متفاوت در یک محیط کاری مشترک می­تواند منشأ ایجاد چالش­های عظیمی برای سازمان باشد. ایجاد محیطی که نیازهای این ۵ نسل را ارضا نماید، فشار زیادی را بر سازمان تحمیل می­کند. تطابق رفتاری کارکنان و مدیران و ایجاد تفاهم فکری بین نسل­های مختلف یکی از موضوعات مورد بررسی در سازمان است. درک رفتارهای نسل جدید در هنگام ورود به سازمان توسط مدیرانی که خود متعلق به نسل­‌های پیشین هستند، یکی از چالش­‌های بزرگ مدیران است. بدون در نظر گرفتن تمایلات و انتظارات نسل­های جدید در پروسه جذب و استخدام و نگهداری پرسنل، مدیران با روند نا مطلوبی در ورود و خروج نیروی کاری مواجه خواهند شد. افزایش آگاهی عمومی سازمان و آمادگی سازمان در پذیرفتن نسل جدید باعث بهبود روابط و شرایط اخلاقی و رضایت کارکنان خواهد شد. افزایش میزان مسئولیت‌­پذیری کارکنان تازه وارد و سازمان از مزیت های شناخت نسل­های شاغل در سازمان خواهد بود که باعث ایجاد پیوندهای محکم بین کارکنان و سازمان خواهد شد.

  به منظور طبقه بندی نسلها شاخص های مختلفی در جوامع گوناگون ارائه شده است و در نهایت تحولات تاریخی و سیاسی و اجتماعی مختلف را به عنوان دلایل شروع و پایان یک نسل مطرح نموده اند. معروفترین دسته بندی نسلی در آمریکا صورت گرفته است و برای معرفی هر نسل تحولی خاص را مطرح نموده که از پایان جنگ جهانی دوم تا ظهور اینترنت و ارتباطات مجازی ادامه دارد. 

  پژوهش در حوزه نسل و مطالعات بین نسلی در دهه ۱۹۷۰ در جهان آغاز شد و در دهه ۱۹۸۰  به عنوان یکی از موضوعات علمی بتدریج اقبال بیشتری یافت و تحقیقات گستردهای را به همراه داشت. نخستین تلاشها برای ارائه دسته بندی نسـلها توسـط استراوس و هاو در سال ۱۹۹۱ برای کشورهای اروپایی انجام شد. آنها نسلهای حاضـر در عرصه اجتماع را به ۴ گروه دسته بندی کرده و توضیحاتی در مورد ویژگی ها و ابـژه­‌هـای نسلی هر گروه مطرح و همچنین رسانه مورد اسـتفاده در دوران جامعـه پـذیری هـر نسـل معرفی نمودند. استراوس و هاو در کتاب خود به نام «نسل­ها»، نسل­ها را در جامعه اروپـایی به چهار نسل سازگار، آرمانگرا، واکنش گرا و مـدنی تقسیم بندی کرده و نسبت هر کدام از نسـلها را بـا رسـانه موجـود در آن دوره‌­هـا تحلیـل کرده­اند. نسل سازگار اعضای نسلی هستند که دوران جامعه پذیری آنها به سالهای پـیش از ۱۹۴۲ باز می گردد، کسانی که تجربه جنگهای جهانی و مبارزه در آنها را داشـته انـد. نسـل آرمانگرا یا نسل افزایش سریع جمعیت  یا  Baby Boomersکسانی هستند کـه دوران جامعـه پذیری و تولد آنها به سالهای ۱۹۴۳ تا ۱۹۶۰ باز مـی گـردد. نسـل واکـنش گـرا یـا نسـل گمشده کسانی هستند که در سالهای پس از ۱۹۶۱ تا ۱۹۸۱ پـا بـه عرصـه عمل اجتمـاعی گذاشـتند. در دسـته بنـدی اسـتراوس و هـاو سـومین نسـل، نسـل عصـر طلایی یا نسل مدنی است که در بین سالهای ۱۹۸۲ تا ۲۰۰۰ پا بـه عرصـه حیات اجتماعی گذارده اند. ابژه مشخص نسلی در این دسته تجربه واقعه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ است. آخرین دسته شناسایی شده توسط استراوس و هاو، نسل بعدی است که از ۲۰۰۱ به بعد وارد عرصه اجتماع می شدند.

  استراوس و هاو در کتاب “عطف چهارم” تئوری خویش در مورد نسلها را بـا تاکید بر «دوره زندگی» بسط و گسترش دادند. دسته بندی آنان از نسلها کـه در کشـورهای اروپایی و امریکایی مورد استفاده قرار گرفته و تمامی محققان در مطالعات خویش بـه ایـن تقسیم بندی وفادار هستند. در این کتاب آنها نسلهای پنج گانه آمریکا و اروپا را معرفی کرده و مشخصات جامعی برای آنها ارائه می دهند  که در ادامه به تفصیل به بیان خصوصیات هر نسل می پردازیم.

نسل اول: نسل خاموش

   نسل خاموش  (Silent Generation) یا نسل صنعتی در زمان جنگ جهانی دوم و در دوران بحران اقتصادی سال ۱۹۲۹ آمریکا و سال های پس از آن به دنیا آمده اند.( در ایران تقریباٌ مصادف با دوران رضا شاه است.) در حال حاضر حدود ۵ درصد از بازار کار را به خود اختصاص داده­اند و در حال خروج از چرخه کار و بازنشستگی هستند. این دسته از افراد علاقمند به سلسله مراتب شفاف کاری و دستوری هستند و از طریق دستورالعمل­‌های رسمی به انجام کارهای خود می­پردازند. جوایز و پاداش­های فیزیکی و مالی و یا گواهینامه‌­های رسمی برای آن­ها بسیار ارزشمند است. این روحیات از تجربیات دوران جنگ جهانی و ساختارهای رسمی و ملزومات زندگی در شرایط جنگی گذشته منشا گرفته است.

این افراد بسیار منظم هستند و کارمندانی وفادار و سرمایه انسانی ارزشمند سازمان هستند و تا زمانی که سازمان به گونه­‌ای فیزیکی از آن­ها قدردانی نماید به سازمان و اهداف آن متعهد و وفادار می­‌مانند. نسل خاموش نسلی است که به وظیفه و تعهد اعتقاد بیشتری دارد. آنان به محض این که می فهمند فردی مدیر عامل است به او احترام می گذارند. آن ها می گویند: برای من مهم نیست که کی هستی، اگر فهمیدم آدم مهمی هستی آن موقع به تو احترام می گذارم. 

نسل خاموش به تبعیت کردن معتقدند و همیشه آماده فداکاری هستند. آن ها عاشق صرفه جوئی اند و این علاقه آن ها لزوما به مسائل اقتصادی مربوط نمی شود. بلکه نظام ارزشی آن ها این گونه شکل گرفته است. این نسل به رسمی بودن خیلی اهمیت می دهد. اگر با یکی از افراد این نسل قرار ملاقات دارید حتما باید یک دست کت و شلوار سنگین و رسمی تنتان کنید. برای مذاکره با افراد این نسل چاره ای ندارید جز این که نظام ارزشی آن ها را به رسمیت بشناسید. در ایران این دسته را در میان متولدین دهه ۲۰ و ۳۰ و تاحدودی اوایل ۴۰ بیشتر ملاقات خواهید کرد.

نسل دوم: نسل انفجار جمعیت

    این نسل به “بیبی بومرها” معروفند نسلی است که در دوره رفاه و رونق اقتصادی در جهان به دنیا آمده اند و اینک حدود ۵۰ سال دارند.  بیبی بومرزها در سال­های انفجار جمعیت بعد از جنگ جهانی دوم به دنیا آمده­‌اند که به دو دسته تقسیم می­شوند که شامل متولدین (۱۹۴۶ تا ۱۹۵۵) در دسته اول و متولدین (۱۹۵۵تا ۱۹۶۴) در دسته دوم می­باشند. این نسل بسیار سخت‌کوش، متعهد، خود‌سامان‌ده و هدفمند هستند و در حال حاضر نقش اصلی را در اداره شرکت­ها به عهده دارند. این نسل بسیار علاقمند به دردست داشتن اختیارات هستند و در صورتی که مدیران جوان‌تری از خود داشته باشند بسیار به سختی مدیریت می‌شوند. این نسل به تشویقاتی از جنس ارتقا مقام و میزان اختیارات و منصب اداری علاقه وافری دارند. تلویزیون رسانه غالب برای نسل دوران افزایش زاد و ولد بود، هرچند رادیو هنوز نقش مهمی را ایفا میکرد، همانطوریکه روزنامه‌­ها و مجلات نیز نقش مهمی ایفا میکردند.

  در چند سال آینده این نسل بازنشسته شده و مناصب آن­ها به زودی خالی می­شود و پر کردن این مشاغل با جانشینانی از نسل­های بعدی چالش سازمان خواهد بود. آن ها عاشق ریسک کردن هستند و همیشه دوست دارند کارآفرین باشند و بیزینس های جدیدی را راه اندازی کنند. از نظر بیبی بومرزها ها همه چیز امکان پذیر است چون آن ها نسلی هستند که در دوره رونق اقتصادی به دنیا آمده اند، آن ها به تصویر سازی مثبت از خود اهمیت زیادی می دهند. اگر یک بیبی بومریک دست کت و شلوار خیلی گران بخرد حتما مارکش را نمی کند. مشاوران ارشد اقتصادی معتقدند یک سازمان موفق حتما به یک بیبی بومر نیازمند است، آن ها در کارشان برای جزئیات ارزش زیادی قائل هستند.

  این گروه پرجمعیت و عمدتا موفق هنوز در آمریکا پست های کلیدی اقتصادی و سیاسی را در دست دارند و کارتلهای عظیم سیاسی توسط این نسل قدرت دوست و با اعتماد بنفس اداره میشود. در ایران این نسل را با مردان اقتصادی دهه شصت به خاطر می آوریم. بعبارتی متولدین دهه های ۴۰ و ۵۰ در این قالب میگنجند.

نسل سوم: نسل ایکس

  نسل” ایکس” که در فاصله سال­های ۱۹۶۵ تا ۱۹۸۰ به دنیا آمده­اند. والدینی پرکار و اجتماعی داشته­اند و بسیار خانواده‌گرا هستند. به کسب مدارک تحصیلی پایبند بوده و کارمندانی کم­تر وفادار هستند به صورتی که تجربه کار با شرکت­های مختلف را دارند و پذیرای تغییرات در سازمان هستند. این نسل به ایجاد تعادل بین کار و زندگی معتقد هستند و پاداش­های مالی و یا ارتقای شغلی برای آن­ها در مقابل از دست دادن تعادل زندگی، ارزش چندانی ندارد. نسبت به نسل­های گذشته مستقل‌تر هستند وترجیح می‌دهند که کارها را خودشان هدایت کنند و آزادی لازم را در وظایف شغلی خود داشته باشند و برای کوچک­ترین موضوعات کنترل و مدیریت نشوند. مدیران این نسل می­بایست در مورد دلایل تصمیمات خود با آن­ها صحبت کرده و آن­ها را متقاعد نمایند زیرا کورکورانه دستورات را عمل نمی­کنند. این نسل دارای انگیز‌ه­های زیاد برای پیشرفت هستند اما معمولاً همه عمر خود را در یک سازمان نمی‌گذرانند.

  این نسل در همه جای دنیا وجود دارد، نسلی که در دنیا بین سال های۱۹۶۸ تا ۱۹۸۰ به دنیا آمده است. ( در ایران این نسل تقریبا بین سال های انقلاب اسلامی تا ۱۳۷۰ ) . اگر به تاریخ جهان رجوع شود در فاصله سال های ۱۹۶۸ تا ۱۹۸۰ در سراسر جهان تحولات و دگرگونی های زیادی رخ داده است به عنوان مثال می توان در سال ۱۹۷۴ به انقلاب گل رز در پرتقال و در سال ۱۹۷۹ به انقلاب اسلامی در ایران اشاره کرد. از آن جائی که این نسل در یک زمان پر تلاطم به دنیا آمده است تغییر را یک مسئله عادی در زندگی می داند. آن ها اساسا عاشق تغییرند و برای همین مثلا ممکن است به ندرت ۱۰ سال در یک شرکت بمانند. اگر یک سیستم نتواند آن ها را ارتقاء دهد بسیار سریع آن سیستم را ترک می کنند ، بر خلاف نسل اول ( نسل خاموش ) که تا پایان عمر نسبت به یک سیستم متعهد می مانند. نسل X به طور کلی ارزش هائی دارند که متفاوت با ارزش های نسل قدیم است. آن ها عمدتا بر این اعتقادند که تنها کسی می تواند به آن ها کمک کند خودشان هستند. افراد متعلق به نسل x از شکست نمی هراسند، چون در زمان تمرکز به دنیا آمده اند، تمرکز خوبی دارند. افراد نسل X معمولا شخصیت های غیر رسمی دارند و عاشق هیجانند. آن ها به یاد گیری اعتقاد جدی دارند، از طرفی نسلی هستند که به امکانات جدید دسترسی دارند، اطلاعات آنها تنها محدود به شهر یا کشور محل زندگیشان نیست بلکه اطلاعاتشان در سطح جهانی است. بزرگترین ویژگی نسل X توانائی برقراری ارتباط آن ها با جامعه اطرافشان است.

  تلویزیون کابلی رسانه شاخص این نسل بود. تعاملی که نسل دوران افزایش زاد و ولد در تلویزیون کابلی دسترسی عمومی به دنبال آن بودند، در بسیاری از جوامع، برای نسل X در حال بلوغ به واقعیتی تبدیل شد. فراتر از آن، تعاملی بودن ویدئو و بعدها بازیهای کامپیوتری در طول این زمان بالا گرفت

نسل چهارم: نسل وای

این نسل، نسل “وای” نامیده می­شوند که شامل متولدین ۱۹۸۱ تا ۱۹۹۶ می­باشد. به این نسل، نسل هزاره  نیز گفته می­شود. این نسل بسیار مستقل هستند و از مدیران خود انتظار دارند تا به صورت شفاف اهداف و نتایج را گزارش نموده و از نزدیک آن­ها را آموزش دهند تا بتوانند عملکرد و توانایی‌­های خود را در کار افزایش دهند. حل مسایل پیچیده و چند وجهی برای این نسل لذت‌بخش است. اگرچه این نسل به جابجایی بین سازمانی علاقه دارند، اما از نسل ایکس نسبت به سازمان وفادارتر هستند. مخصوصاً اگر سازمان زنده و پویا و همگام با تکنولوژی باشد.

این نسل نسلی است که در دهکده جهانی به دنیا آمده است و تکنولوژی جزئی از زندگی آن هاست. سال ۱۹۸۹ سال انقلاب تکنولوژیک در دنیاست، در این سال اینترنت به وجود آمد که همه مناسبات جهانی را تغییر داد. نسل Y اولین نسل از کودکان جهان هستند که والدینشان از آن ها کمک می گیرند. بارها در اطرافمان دیده ایم که پدر خانواده در حالی که با کنترل DVD Player در حال بازی است می گوید صبر کنید تا پسرم بیاید و DVD را روشن کند، یا مثلا دو فرد بزرگ سال کنار کامپیوتر منتظر نشسته اند تا فرزندشان بیاید ونحوه استفاده از اینترنت را به آنها یاد بدهد. یا در اطرافمان بسیار دیده ایم که کودکان کم سن و سال چه توانائی عجیبی در استفاده از موبایل دارند.خوش بینی یکی از ویژگی های این نسل است چون با استفاده از تکنولوژی همه چیز را سریع به دست آورده، مثلا با وصل شدن به اینترنت و چند کلیک می توانند از بهترین کتاب خانه های عمومی دنیا استفاده کنند. این نسل علاقمند است کارها را خیلی فوری پیش ببرد و حوصله لازم برای انجام کارهای طولانی مدت را ندارند. این نسل اگر چه گاهی در ظاهر تفاوت هائی با نسل قبل از خود دارد، اما از نظر درونی بیش از آن ها پایبند به اخلاقیات است. این نسل نسبت به جامعه اطرافشان بی تفاوت نیستند و دوست دارند شرایط اجتماع را بهتر کنند.

  موضوعاتی که نسل عصر طلایی به آنها علاقمند هستند، موضوعاتی هستند که بر زندگی آنها تاثیر میگذارند. نسل عصر طلایی دنیا را بدون کامپیوترهای شخصی نمیشناسند. آنها رسانه­‌های تعاملی و بازیهای ویدئویی به همراه برنامه­‌های وسیع در تلویزیون ماهواره­ای و کابلی دارند. این نسل، حتی خیلی بیشتر از نسل Xها. تعامل رسانه­‌ای دارند و اینترنت تکنولوژی جدید اصلی برای آنان است. در ایران این خصوصیات نسلی را در دهه هفتادی ها که به تازگی وارد بازار کار شده اند بسیار واضح می بینید.

نسل پنجم: نسل زد

   نسل پنجم: نسل”زد” به متولدین سال­های ۱۹۹۷ تا کنون اطلاق می­شود. اولین نسلی هستند که از بدو تولد در دنیایی آمیخته با ارتباطات اینترنتی مواجه شدند و دنیا را بدون اینترنت و تلفن‌­های هوشمند و فناوری‌های ارتباطی پیشرفته ندیده‌اند. افراد متعلق به  نسل زد در استفاده از فناوری پیشرفته احساس راحتی دارند و تعاملات اجتماعی با استفاده از شبکه­‌های اجتماعی بخشی غیر قابل تفکیک از زندگی آن­ها می­باشد. وابستگی به دنیای مجازی و استفاده از این دنیا برای غلبه بر بحران­ها و کشمکش‌هایی که در دنیای واقعی با آن مواجه می­شوند، یکی از خصوصیات نسل زد است.

از آنجا که این نسل جدید با خصوصیات نوظهور به سرعت در حال ورود به محیط‌های کاری هستند و نظریه های کلاسیک مدیریت برای آنها کاربردی ندارد، مطالعه آنها و رفتار ویژه شان یکی از ترندهای جدید تحقیقات است. هنوز تئوری های مدیریتی مربوط به این نسل را نساخته اند و در نتایج روشهای برخورد با آنها تردید وجود دارد. متولدین دهه هشتاد به بعد هجری شمسی در این دسته می گنجند.

در مطالب بعدی به تفصیل درباره این نسل جدید صحبت خواهیم کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *